سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مهر 89 - داستان های دم بریده !

یاد

ارسال شده توسط حدیث بیداری در 7/7/89:: 5:43 عصر

خیلی تشنه بود تنگ آب توی یخچال خالی بود شیر آب را تا آخر باز کرد، دریغ
از یک قطره.

به لیوان خالی که توی دستش مانده بود نگاهی کرد و گفت:

"حالا
فدای لب تشنه ات حسین جان ".





بازدید امروز: 3 ، بازدید دیروز: 1 ، کل بازدیدها: 2940
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ